لوکس

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان با خواهرزن محجبه
 
خواهرزن محجبه ی من (۱) – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/خواهرزن-محجبه-ی-من–۱
Translate this page
Jan 9, 2017 – خواهرزن. اسمم احمد است 45 ساله کارمند و ورزشکار داستانم کاملا واقعیست،تخیلی نیست. راحله خواهر زن33 ساله ام است.قدبلند سفید با کونی سفت و گرد کمر …. تو سکس خشن و خودخواهی جلقت نیمه تموم میموند آخه کونی انتظار داری کسی شرووراتو هم باور کنه حالا باز خوبه خواهر زن داستان تخمیت محجبه بوده که به این سرعت …
خواهر زن محجبه من (۳) – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/خواهر-زن-محجبه-من–۳
Translate this page
Feb 15, 2017 – قسمت قبل. حرفم را قطع کرد و گفت:یعنی تو نبودی که چند روز پیش که راحله اومده بود کمکت کنه . . . نگذاشتم ادامه بده نمیخواستم از دهانش اون گندی را که زدم بشنوم گفتم:همه اش یک اشتباه بود،نباید اینجور میشد،من اشتباه کردم،اونم اشتباه کرد. با تحقیر نگاهم کرد آره اون اشتباه کرد که یه عمر خودش رو از دست گرگها دور …
خواهر زن محجبه من (۲) – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/خواهر-زن-محجبه-من–۱
Translate this page
Jan 28, 2017 – … نباید به اینجا میکشید با حالتی حق بجانب گفتم :ببین خانوم بزار برات توضیح بدم اونجوریا هم که خواهرت میگه نیست ، یکطرفه قضاوت نکن،اونم بی تقصیر نبود… حرفم را قطع کرد و گفت :یعنی تو نبودی که … بقیه داستان رو در ،، خواهر زن محجبه من3،، بزودی تعریف میکنم جالبه ، میگین قصه است و خیالپردازی و .
شب توی چادر با خواهرزن
https://shahvani.com/dastan/شب-توی-چادر-با-خواهرزن
Translate this page
Jun 17, 2014 – سلام من امیرم 34 سالمه خاطره ام مربوط به سالها پیشه ولی چون برام خیلی جالب بود خواستم برای شما هم تعریفش کنم و امیدوارم خوشتون بیاد. بعد از ازدواجم و رفت و آمدهای مکرری که به خونه پدر خانمم داشتیم کم کم متوجه شدم که رفتار خواهر خانم مجردم که اون موقع 18 سالش میشد و اسمش ماندانا بود با دیدن من خیلی خاص و معنی دار …
خواهر زن بسیجی (۱) – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/خواهر-زن-بسیجی–۱
Translate this page
Mar 14, 2017 – سلام به همه اعضای گل شهوانی. راستش من خیلی وقته میخوام یه داستان بذارم اما خوب زیاد وقت ندارم که بشینم و تایپ کنم. من سال ۹۰ازدواج کردم وقتی ۲۵سالم بود.. تا قبل ازدواج کلی دوست دختر داشتم و چندبار هم سکس داشتم اما خوب بعد ازدواجم بطور کل عوض شدم و سعی کردم به همسرم وفادار باشم. خانواده زنم خیلی مذهبین چجوری …

 







NS