لوکس

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان با مادروآبجيم
 
داستان عاشقانه ی بسیار زیبا و واقعی – اس ام اس و داستان عاشقانه زیبا
majnooun.blogfa.com/post-70.aspx
Translate this page
آخه منی که در این مورد حتی با مادرو آبجیم هم صحبت نکرده بودم و به صورت یک راز. توی دلم پنهان کرده بودم آخه چطور فرشته متوجه شده بود؟؟؟جوابی بهش ندادم تا اینکه. دوباره بهم اس ام اس داد که تو آرزو را دوست داری؟ اول سعی کردم که خودمو به اون. راه بزنم و گفتم کدوم آرزو؟؟تا این که بهم گفت اگه دوست نداری چیزی بگی اشکال نداره. من دیگه چیزی …
داستان با مادروآبجيم | طهران من
mytehranir.beheshtketab.ir/داستان-با-مادروآبجيم/
Translate this page
داستان با مادروآبجيم داستان واقعی عاشقانه حسرت رسیدن معشوق • وبدون www.webdon.ir/61_داستان-واقعی-عاشقانه-حسرت-رسیدن-معشوق.ht… Translate this page
کسی که خودش عشق رو حس کرده باشه بیشتر میتونه مفهوم یه داستان واقعی عاشقانه رو درک کنه . داستانهای عاشقانه بعضیاشون واقعی هستند و بعضیاشون تخیلی. اما در کل همون …
کون مامانم و خواهرجونم – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/کون-مامانم-و-خواهرجونم
Translate this page
Jan 8, 2015 – كونش اوونقدر گنده بود كه لپاي كونش پهن شده بود و تو صندلي جا نمي گرفت خط كونش از لابلاي صندلي پيدا بود پستوناي آويزونش ديده مي شد. ….. به همه مجلوق های ایران با این داستانت گفتی زززکککی آخه جلقی نفهم کودن مارو چی فرض کردی اومدی کس وشعر نوشتی آخه اگر هم میخای داستان تخیلی بنویسی چرا گیر دادی به …
Missing: مادروآبجيم
در حسرت رسیدن به معشوق | داستان های کوتاه و اموزنده
https://bohlool98.persianblog.ir/post/3
Translate this page
در این مورد حتی با مادرو آبجیم هم صحبت نکرده بودم و به صورت یک راز توی دلم پنهان کرده بودم آخه چطور فرشته متوجه شده بود؟؟؟جوابی بهش ندادم تا اینکه دوباره بهم اس ام اس داد که تو آرزو را دوست داری؟ اول سعی کردم که خودمو به اون راه بزنم و گفتم کدوم آرزو؟؟تا این که بهم گفت اگه دوست نداری چیزی بگی اشکال نداره من دیگه چیزی نمیپرسم.
داستان های کوتاه متنوع | Page 81 | انجمن نگاه دانلود
forum.negahdl.com › تالارهای گفتمان › بخش ادبیات › داستان کوتاه
Translate this page

 







NS