لوکس

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان با مادر زن وخواهرزن
 
سکس همزمان با مادرزن و خواهرزن و زنم
https://shahvani.com/dastan/سکس-همزمان-با-مادرزن-و-خواهرزن-و-زنم
Translate this page
Dec 10, 2017 – باسلام مجیدهستم27سالمه.قیافیه متوسطی دارم.3ساله ازدواج کردم اززندگیمم راضی هستم.این یه داستان نیست که ازتخیلات ذهنمیم باشه این واقعیت داره.قصدنداشتم بنویسم وباراول وآخرمم هست که مینویسم چون افرادی نظرمیدن که ازانتقادفقط فحش وچرت وپرت یاددارن بدن.بریم سراصل مطلب.من بامادرخانمم وخواهرخانمم راحت نیستم …
سکس گروهی با زن مادر زن و خواهر زن – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/سکس-گروهی-با-زن-مادر-زن-و-خواهر-زن
Translate this page
سکس گروهی با زن مادر زن و خواهر زن. 1393/1/4. سکس گروهی. سلام ماهان هستم از کرمانشاه 30 ساله از بچگی عاشق بیتا بودم من14 سال داشتم و اون 15 سال با هم زیاد شیطونی میکردیم اما اون به زور باباش ازدواج کرد و منو با هزار تا آرزو تنها گذاشت 29 ساله بودم که ازش خبرایی به من رسید دوتا بچه داشت هر دو دختر یکی 14 ساله یکی 13 ساله شوهرش …
مادر زن تپلم – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/مادر-زن-تپلم
Translate this page
مادر زن تپلم. 1395/12/27. مادرزن. سلام خدمت دوستان گرامی با اینکه خودمم هنوز باورم نمیشه ولی این داستان کاملا واقعیه من احسان هستم قدم 183 و وزنم 85 راستش حدودا 1 سال پیش خونوادم برام یه دختر پیدا کردن که باهاش ازدواج کنم که باباش 7 سالی میشد فوت کرده بود خب طبق رسم رفتیم خواستگاری و خیلی زود بعد از چند روز عقد کردیم خانمم …
مادرزن خوابالو
https://shahvani.com/dastan/مادرزن-خوابالو
Translate this page
Nov 11, 2014 – سلام.اسم من رو yas فرض کنید.ضمنا از دوستایه خوبم خواهش میکنم نظر بدید نه اینکه ناراحتی از بقیه رو اینجا تلافی کنید. من 30 سالمه و خوزستانیم ولی اصفهان زندگی میکنم.سال 89 ازدواج کردم و یه خواهر زن و مادر زن و یه پدر زن بیمار دارم.مادر زنم خیلی هوای منو داشت و منم هیچوقت دید سکسی بهش نداشتم.ولی سال 91 اتفاقی …
پیشنهاد عجیب مادرزن به داماد در باره خواهر عروس! – آفتاب
aftabnews.ir/fa/…/پیشنهاد-عجیب-مادرزن-به-داماد-در-باره-خواهر-عروس
Translate this page
Aug 23, 2017 – زله شده‌ام‌. دیگر نمی‌توانم تحملش کنم. یک سال قبل، در یک جشن تولد با او آشنا شدم. کاش استخوان‌های پایم قلم می‌شد و به آن مهمانی لعنتی نمی‌رفتم.

 







NS