لوکس

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان با محارم صفحه 18
 
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 18 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_18.html
Translate this page
راز شیرین عروسی شیرین بود . دختر خواهرم بیست سالش بود و من که فعلا اول داستان دایی جونش هستم درست دو برابرش سن داشتم . من و خواهرم شور انگیز که دوسالی ازم بزرگتره از همون سالهای ابتدایی نوجوونی با هم سکس داشتیم . نمی دونم چرا.
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 19 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_19.html
Translate this page
از این قضایا بگذریم و بریم سر اصل مطلب داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به وقتی که من 16 ساله بودم. حالا میخوام کمی از خودم بگم پسری هستم 18 ساله با قدی 180 و وزن 62 خوشگلو خوش هیکل، اسمم علیرضا است. حالا اصل داستان ما قبل از اینکه بیایم تهران فامیل تو تهران داشتیم داییم,عموم و پدربزرگم یه دختر دایی …
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 55 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_55.html
Translate this page
عشق بازی با عمه عزیزم سلام داستان بر می گرده به4 سال پیش یادم رفت از عمم بگم اسمش … ولش کن اسمشو نمیگم من بهش میگم سوسو. قدش 165 وزنش 77 هستش و 34 سالشه خیلی پوست سفیدو خوشگلی داره یه بچه هم داره و شوهر هم داره من با سوسو خی.
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 56 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_56.html
Translate this page
shomal مرد. #552 | Posted: 18 Apr 2014 21:01. کاربر. آتوسا برادر زاده عزیزم سلام دوستان اسم من مهدي 23 سال دارم ميخوام داستان خودم و برادر زادمو براتون بگم من يه برادر زاده 19 ساله به اسم آتوسا دارم ما از بچگي با هم بزرگ شديم تمام بازيهاي بچگيمون با هم بود مامان بازي … يادش بخير از اونجايي که من 4 سال يزرگتر بودم براي مامان بازي پدر …
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 57 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_57.html
Translate this page
زدم کانالش نشستم کنار در تا اگر مامان بیاد بفهمم با خودم ورمی رفتم یه چند تایی دستمال کاغذی دستم بود که یک هو کسی از پشت بهم یه سیلی زد و از ترس حتی نتونستم شلوارمو بالا بکشم وقتی برگشتم ببینم کیه دیدم مامانه .. گفت خجالت نمی کشی تو بزن اون کانالو اونور …تو همون حال نمی دونم چجوری جرات کردم بگم ولی گفتم : من 18 …

 







NS