لوکس

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان منو بابام خواهرم
 
سکس با بابام و خواهرم – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/سکس-با-بابام-و-خواهرم
Translate this page
Nov 28, 2009 – پنجشنبه بود و یکمی زود تر از کلاس تعطیل شدم اومدم خونه تو راه دائم به حرفهای سعیده فکر میکردم آخه مگه میشه ؟؟؟ من و اون دوستای قدیمی بودیم و تقریبا هیچ سری با هم نداشتیم . سکس با داداشش ؟ یعنی چه جوری تونستن ؟ چه جوری روشون شده ؟ و چیا اون موقعی به هم میگفتن ؟ تو همین فکرا بودم که دیدم جلو در ساختمان …
وقتی خواهرم رو شناختم (۲)
https://shahvani.com/dastan/وقتی-خواهرم-رو-شناختم–۲
Translate this page
Jan 8, 2011 – یه کم فکر کردم و گفتم:«منم همینطو پسر.پس شنبه خونتون خالیه»شایان گفت:«اره.مامان بابام دارن میرن کرج.تا صبح نیستن.همه چیز اوکی شده.»خندیدم و گفتم:«خوبه.من و مهتاب یه بهونه جور میکنیم تا شبو بپیچونیم.»اون روز هر دومون داستان شروع رابطه ی جنسی با خواهرامون رو تعریف کردیم.خنده دار ترینش داستان شبنم و …
تلمبه ای بر محارم
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272559.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – طرفادوسه شب بیدارشدم دیدم همه جاتاریکه و نورابی ضعیف شب خواب تو هاله دیدم عمه با فاصله یک متری جاش گذاشتس و دخترعمه هم که تو اتاق.عمه ب طرف چب … چون دستم میلرزیدگوشه دستم خوردبه طاق بالاییش به سرعت دستموبرداشتم ورفتم سرجام ونگا عمه میکردم.ک باتعجب دیدم …. 0. بابا داستان بنویسید نه خاطره و انشاء …
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 60 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_60.html
Translate this page
خواهرم 3 سال از من كوچكتره كوونش به مامانم كشيده. كمرش لاغره ولي كونه گنده اي داره. هميشه شلوار كششدار ميپوشه. كون گندش حتي لاي كونش قشنگ معلووم ميشه. انگار هيچي نپوشيده. كوسش از شلوارش معلوم ميشه. وقتي خم ميشه انگار شلوارش ميخواد پاره شه. لپاي كونش گلمبه ميشه . منم هي با كونش جق ميزنم. همش منتظر موقعي بودم كه لخت ببينمش …
سکس با خواهرم من امیر 22 ساله از تهران… – قصه های سکسی و حشری کننده …
https://www.facebook.com/permalink.php?id=527793573942227&story_fbid…
خونه ساكت ساكت بود من هم به خیالم كه خواهرم رفته با مامانم و بابام رفتم اول تو آشپزخونه یه سیگاری رو دود كردم و رفتم بالا طبقه 2 خونمون و دیدم داره یه صدا هایی از تو اتاق من … یهو رفتم تو اتاق دیدم یلدا داره دستش رو تو كسش میكنه به محض كه منو دید دستش رو بیرون اورد و سریع از اتاق بیرون رفت من هم كه واقعا تعجب كرده بودم در اتاق رو …

 







NS