لوکس

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان وخيانت ناموسي
 
خیانت ناموسی و بخشش ( داستان) – سوزی میحراب
sozimihrab.org/خیانت-ناموسی-و-بخشش-داستان/
Translate this page
Feb 10, 2015 – داستان مردی که به زن شخصی خیانت کرده ولی با سرانجامی بس زشت روبرو می شود. این مطلب در تاریخ ۲۷/۸/۲۰۰۹ در سایت کردستان پوست پخش شده است . داستان واقعی یک خانواده را به نمایش می گذارد. دیروز مطلب خیلی عجیب و غریبی را خواندم که یک قاضی عربستان سعودی از خودش نقل می کند و می گوید آن اتفاق برای …
داستان واقعي خیانت یک زن به شوهرش
shomanews.com/fa/news/…/داستان-واقعي-خیانت-یک-زن-به-شوهرش
Translate this page
Sep 15, 2016 – زن 27 ساله در حالی که با دست و پاهای زخمی و آتل بسته، مقابل کارشناس اجتماعی کلانتری طبرسی جنوبی مشهد نشسته بود، بخشی از زندگی خود را بیان کرد.
صحبت‌های تکان دهنده دختر 14 ساله از قتل پدر و خیانت مادرش/ دوست …
https://www.yjc.ir › اجتماعی › حوادث و انتظامی
Translate this page
Oct 11, 2014 – به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران، گم شدن یک پدر و سکوت یک دختر، ‌داستان واقعی است که یکی از کارآگاهان پلیس آگاهی زاهدان آن را تعریف کرد. این پرونده چند سال پیش رخ داد و در آن مردی، قربانی اعتمادش شد که در ادامه این داستان را می‌خوانید: مردی به رئیس اداره جرائم جنایی پلیس آگاهی زاهدان مراجعه کرد و گفت: …
بایگانی‌ها خیانت ناموسی | گناه شناسی
nidamat.com/tag/خیانت-ناموسی/
Translate this page
سوال: من خانمی هستم که به دلیل مشکلات شوهرم به او خیانت کردم و در زمان های مختلف با نُه مرد رابطه نامشروع داشته‌ام که متأسفانه دیر فهمیدم که هیچ مرد خائنی من را برای خودم نمی‌خواست. … توسط : سید محمد علوی زادهدر: آبان ۰۳, ۱۳۹۲ در: حدیث, داستان, زنا, شعر, عواقب و مجازاتهای گناهان, عواقب وضعی, گناهان جنسیبدون دیدگاهبازدیدها: 180 بازدید.
داستان واقعی ناموسی **گنگستار** ناموس چیست و چرا – کلوب
www.cloob.com/c/gangstar/12354042
Translate this page
Apr 5, 2011 – داستان واقعی ناموسی **گنگستار** ناموس چیست و چرا. … دومین باری که مفهوم ناموس را فهمیدم خودم آن زنی بودم که برای ناموس مردی به زمین افتاد. تازه جدا شده بودم و به خانه ی پدری ام پناه برده بودم . نه خیانتی در کار بود و نه هیچ. دختر خاله ام در بیمارستان بستری شده بود و کمی دیر تر از معمول به خانه بر می گشتم. دم در که …

 







NS